تبلیغات
دانش - خلاقیت و نو آوری(قسمت اول)
 
دانش
بسم الله الرحمن الرحیم
درباره وبلاگ


*****************************
سلام
به وبلاگ دانش 7
خوش اومدید
امیدوارم لحظات خوبی
رو توش سپری كنید .

****************************

مدیر وبلاگ : امیررضا معدنکن
نظرسنجی
بهترین دوره تحصیلی کدام دوره است ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

چکیده:

در این مقاله نویسنده موضوعات مختلف در ارتباط با بحث خلاقیت و نوآوری را مورد بررسی قرار می دهد. ابتدا به تعریف خلاقیت و نوآوری می پردازد و سپس نبوغ و خلاقیت را با هم مقایسه می

چکیده:

در این مقاله نویسنده موضوعات مختلف در ارتباط با بحث خلاقیت و نوآوری را مورد بررسی قرار می دهد. ابتدا به تعریف خلاقیت و نوآوری می پردازد و سپس نبوغ و خلاقیت را با هم مقایسه می نماید و در ادامه به بحث تفاوتهای خلاقیت و نوآوری می پردازد. سپس تئوریهای مختلف در این موضوع را بیان می کند. نویسنده در ادامه معیارهای شناخت خلاقیت و نوآوری را بیان می کند و ساختار مغز و عملکرد آن را شرح می دهد.مباحث بعدی که نویسنده به آن می پردازد عبارتند از مبانی روان شناسی خلاقیت و نوآوری، ارتباط هوش و خلاقیت، فرآیند خلاقیت و نوآوری و تکنیکهای خلاقیت و نوآوری.

خلاقیت و نوآوری

خلاقیت به عنوان یک نیاز عالیه بشری در تمام ابعاد زندگی او مطرح است و عبارت است از تحولات دامنه دار و جهشی در فکر و اندیشة انسان بطوری که حائزیت توانائی در ترکیب عوامل قبلی به طرق جدید باشد را شامل می شده، خلاقیت همچون عدالت دموکراسی و آزادی برای افراد مختلف دارای معانی مختلف می باشد ولی یک عامل مشترک در تمام خلاقیتها این است که خلاقیت همیشه عبارت است از پرداختن به عوامل جدیدی که عامل خلاقیت در آنها موجود بوده و به عنوان مجموع میراث فرهنگی عمل می کنند ولی آنچه که تازه است ترکیب این عوامل در الگویی جدی است. تلاشهای خلاقیت وسیله ای برای نوآوری است. خلاقیت بیشتر یک فعالیت ذهنی و فکری است و نوآوری بیشتر جنبة عملی دارد. در حقیقت محصول نهایی عمل خلاقیت است و نوآوری می تواند در خط مشی ها، فرآیندها، فنون نیز مانند فعالیت ها و رفتارهای افراد رخ می دهد. نوآوری مهارتی است که با بسیاری همکاریهای دیگر همراه است، وات من می گوید: (اگر بخواهید نوآور باشید بایستی تا حدی باز برخورد کنید سعی فراوان کنید اشتباهاتی مرتکب شوید. اگر افراد شکست نخورند احتمالاً چیزی هم یاد نخواهند گرفت، طبق نظر گیلفورد «خلاقیت یعنی حل یک مشکل یا سلسله ای از مسائل کوچک و بزرگ، «و به نظر راجرز» خلاقیت یعنی اظهار وجود و استقلال طلبی و حفظ شخصیت انسان»

اندیشمندان دیگری نظر دارند که تحقیق در مورد خلاقیت و عناصر تشکیل دهنده آن، بیش از یک قرن پیش توسط دانشمندان علوم اجتماعی شروع شد، ولی انگیزه اساسی برای پژوهش بیشتر در سال 1950 توسط گیلفورد ایجاد گردید. گیلفورد خلاقیت را با تفکر واگرا (دست یافتن به رهیافتهای جدید برای حل مسایل) در مقابل تفکر همگرا (دست یافتن به پاسخ صحیح) مترادف می دانست. خلاقیت از دیدگاه روانشناسی، پدیدار گردیدن تلفیقی از اندیشه های نو به وسیلة شهودگرایی از منابع ناشناخته تعریف شده است. پاپالیا خلاقیت را توانائی دیدن چیزها در یک نظر نو و معمولی، دیدن مشکلاتی که هیچ کس دیگر امکان تشخیص موجود بودن آنها را نمی دهد و پس ارائه رهیافتهای جدید، غیرمعمولی و اثربخش است. لوتانز استاد رفتار سازمانی خلاقیت را به وجود آوردن تلفیقی از اندیشه ها و رهیافتهای افراد و یا گروه ها در یک روش جدید، تعریف کرده است. بازر من خلاقیت را فرآیند شناختی از بوجود آمدن یک ایده، مفهوم، کالا یا کشفی بدیع می داند. از تعریفهای عنوان شده می توان نتیجه گیری کرد که در مورد مفهوم خلاقیت، یک توافق عمومی ولی کند در شرف ظهور است. علی رغم توافق عمومی محدود، در مورد تعریف نظری و عملیاتی خلاقیت، این اعتقاد که خلاقیت مفهومی چند بعدی است در حال تکوین است، در این مقاله نویسندة خلاقیت را تولید ایده ها، رهیافتها و مفاهیم اصیل، بدیع و جدیدی می داند که از رفتاری انطباق پذیر برخوردار باشد. پاره ای از محققین می گویند. تاکنون کوششهای بسیاری برای تعریف خلاقیت صورت گرفته است در جهان بینی فرلو از «نیاز به خود شکوفائی» به عنوان بالاترین نیاز یاد شده است. سقراط توانائی یک شاعر را نه هنر، بلکه الهام می داند جان دیویس در توصیف تفاوت و تشابه کار دانسته و هنرمند می گوید. (در هر دو گروه تفکری عاطفی و احساساتی وجود دارد که خمیر مایه آنها، دربرگیرنده ایده ها یا معانی قابل تحسینی است. هر دو آنها به الهام یعنی آمیختگی نهائی ایده ها در ذهن نیمه آگاه متکی است، توماس کارلایل معتقد است که بخشی از فعالیتهای ذهنی دربرگیرنده تفکر عقلانی و بخش دیگر شامل فعالیتهای ذهن ناخودآگاه است که به طور مبهم درک شده یا بر آن کنترل نداریم وی می گوید «ناحیه تعمق در زیر ناحیه بحث و استدلال آگاهانه قرار داشته در عمق ساکت و اسرار آمیز این ناحیه، نیروی حیاتی نهفته است. اگر چندی بخواهد خلق بشود، باید در این ناحیه قرار داشته باشد. بروستر می گوید: فرآیند خلق و ابداع همان فرآیند تغییر، فرآیند رشد و فرآیند تکامل است که در حیات ذهنی ما رخ می دهد. واقعا خلاقیت چیست و مشخصات آن کدام است؟ آیا هر شیئی یا روش جدیدی که توسط فردی ابداع شود ثمرة نوعی خلاقیت است؟ آیا ساختن اشکال گوناگون با وسایل بازی توسط کودکان نیز نوعی خلاقیت است؟ مگر نه این است که هر اختراعی نتیجة تکمیل یا ترکیب نتایج اکتشافات و یافته های علمی یا فنی قبل از خود است؟ پس تمام اجزاء و مفردات آن نو و جدید نیست و قبلا در جای دیگر مطرح شده و یا به کار رفته است پس اطلاق نام ابداع و نوآوری به آن خطا نیست؟ اگر اندیشه ای نو و بدیع به ذهن انسان خطور کند ولی محلی از بروز و ظهور نداشته باشد آیا می توان آن را ابداع نامید؟ اگر هزار سال پیش فهمیدم پرواز انسان در آسمان توسط شخصی در ذهن مجسم شده باشد باید وی را فردی غیرعادی خیال پرداز و یا مبدع نامید؟ اگر کسی وسیله ای نو و جدید ساخت ولی این وسیله هیچگونه استفاده ای نداشته باشد و یا برای بشر مضر باشد باز هم می توان وی را خلاق نامید؟ تاریخ شاهد موارد بی شماری است که فردی ادعای ایجاد روش، ایده. یا وسیله ای نو را داشته ولی در حقیقت ادعای وی کذب بوده است. عکس این مطلب نیز بارها اتفاق افتاده که زمانی شخصی دقیقا و واقعا فکر و ایده ای نو و ابداعی داشته ولی این امر به دیدة اطرافیان و جامعه به عنوان مطلب ساده و پیش پا افتاده ای آمده است. زمانی که داوینچی مفهوم ماشین پرنده را به صورت طرح کاغذ ارائه کرده بسیاری نظر او را ستودند. ولی بیش از یک قرن بعد وقتی که، لنگلی، مفهوم ماشین پرنده را به دنیا آورد. علی رغم پیشرفته بودن علم و صنعت روشنفکران آن عصر ایده وی را به نام «حماقت لنگلی» به باد انتقاد و تمسخر گرفتند. در صورتی که چند سال پیش از آن هواپیما ساخته شده و به حرکت درآمد. اگر بخواهیم هر کار نوعی را ابداع بنامیم تقریبا تمام افراد مبدع تلقی می شوند زیرا هر کس در طول عمر خویش حداقل در مواردی چند، راه و روش ثابت و از پیش تعیین شده ای را هر چند جزئی تغییر داده است. روشن است وقتی شخصی به نکته جدید یا وسیله یا روشی نو می رسد حداقل این امر از نظر خودش نوعی ابداع محسوب می گردد. تجسم بمب هسته ای و صحنه انفجار آن واقعا وحشتناک است. کسی که اولین بمب هسته ای را طرح کرد هر چند در عالم جنون کره خاکی را ترک گفت ولی خود را مبدع و مخترع می دانست در صورتی که حاصل تلاش او در آن زمان جز نابودی بخشی از انسانها و زجر و شکنجه گروه دیگر نتیجه ای نداشت با این وجود چنین طرحی قبلا توسط شخص دیگری به نظر شخص دیگری نرسیده بود کدام یک از این موارد ابداع و خلاقیت است؟ خلاقیت از موضوعاتی است که دربارة آن بحث فراوان شده است بی آنکه مفهوم آن بدرستی روشن شده باشد کلمة «خلاقیت» در زمینه های گوناگون و در معانی مختلف به کار برده شده است تا آنجا که برخی از پژوهشگران آن را فاقد معنی مشخص و دقیق دانسته اند عباراتی نظیر «معلم خلاق» دانش آموز خلاق، «نقاش خلاق» فراوان به کار برده شده است اما خلاقیت در مورد این افراد معنی یکسانی ندارد. ممکن است منظور از معلم خلاق کسی باشد که درس را بهتر ارائه می دهد در صورتی که نقاش خلاق به کسی اطلاق می شود که سبک جدیدی را در نقاشی پایه گذاشته است نه کسی که نقاشی هنرمندانه تری ارائه داده است همچنین است عبارت دانش آموز خلاق که معنی ثابتی ندارد و نظر معانی دربارة آن با یکدیگر متفاوت است هر وقت که کلمه خلاقیت را می شنویم بی اراده به یاد کارها و آثار برجستة هنرمندان و دانشمندان نامی می افتیم. لیکن باید بخاطر داشته باشیم که همواره لازمة خلاقیت نبوغ نیست. هر کس در کارهای روزمره خود ممکن است خلاقیت از خود نشان دهد منتهی خلاقیت بعضی بیشتر است و بعضی کمتر مثلا کسی که در خانه دستگاهی را که قبلا ندیده است تعمیر می کند که بانویی که غذای جدید خوشمزه ای می پزد. یا دانش آموزی که شیوه جدیدی برای درس خواندن ابداع می کند و با صرف وقت کمتر نتیجه بهتری به دست می آورد همگی از قدرت خلاقیت خود استفاده کرده اند. حتی حیوانات نیز گاه از خود خلاقیت نشان می دهند یعنی «اعمال و ابتکاراتی دست می زنند که در گنجینه غریزه آنان یافت نمی شود و از حیوانات همجنس و همسن آنها دیده نشده است. البته باید به خاطر داشت که نبوغ نیز لازمه کارهای بسیار بزرگ است کمتر کسی است که از نظر هنری، علمی، اجتماعی یا نظایر آن خدمات شایسته ای به بشریت کرده باشد و از نبوغ لازم برخوردار نباشد پس می توان نتیجه گرفت که خلاقیت در همگان وجود دارد ولی خلاقیتی که در سطح جهانی قابل طرح باشد معمولا با نبوغ همراه است.

خلاقیت موضوع جالب توجه و بحث انگیزی است و پرسشهای زیادی را مطرح می کند مثلا تعریف صحیح خلاقیت کدام است؟ چگونه می توان خلاقیت را اندازه گرفت؟ آیا خلاقیت ارثی است یا اکتسابی؟ آیا خلاقیت مترادف با هوش است یا با آن تفاوت دارد؟ خلاقیت با پیشرفت تحصیلی و شخصیت فرد چه ارتباطی دارد؟ خصوصیات افراد خلاق و خصوصیات کار خلاق کدام است و چگونه می توان خلاقیت را تشخیص داد؟ میان نبوغ و خلاقیت چه رابطه ای وجود دارد؟ آیا می توان از طریق آموزش، خلاقیت را پرورش داد؟ اگر جواب مثبت است چه روشهایی برای این کار مناسب هستند؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1391/08/4
امیررضا معدنکن
1396/01/24 02:02
I'm now not positive where you are getting your info, but great topic.
I needs to spend some time learning much more or figuring out more.
Thanks for wonderful information I used to be in search of this info
for my mission.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر