تبلیغات
دانش - خلاقیت و نو آوری(قسمت دوم)
 
دانش
بسم الله الرحمن الرحیم
درباره وبلاگ


*****************************
سلام
به وبلاگ دانش 7
خوش اومدید
امیدوارم لحظات خوبی
رو توش سپری كنید .

****************************

مدیر وبلاگ : امیررضا معدنکن
نظرسنجی
بهترین دوره تحصیلی کدام دوره است ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

در سه دهه اخیر، عده ای از صاحبنظران سعی بر این داشته اند که تعاریف جامعی از خلاقیت عرضه کنند. گرچه کوششهای آنان کاملا موفقیت آمیز نبوده است ولی بررسی نتایج تحقیقات آنان می ت.............................................................

در سه دهه اخیر، عده ای از صاحبنظران سعی بر این داشته اند که تعاریف جامعی از خلاقیت عرضه کنند. گرچه کوششهای آنان کاملا موفقیت آمیز نبوده است ولی بررسی نتایج تحقیقات آنان می تواند ابعاد تعریف خلاقیت را تا حدودی کاهش دهد. شاید به جرات بتوان گفت که جامع ترین نظریه مربوط به خلاقیت توسط گیلفورد عرضه شده است. گیلفورد با تحقیقات فراوان سرانجام به این نتیجه رسید که تواناییهای فکری انسان را نمی توان در یک بعد خلاصه کسی و آن را هوش یا چیزی شبیه آن نامید. وی با استفاده از روشهای پیشرفته آماری و ماشینهای کامپیوتر دریافت که قوای فکری انسان را می توان به 150 عامل مجزا، که هریک به تنهائی قابل اندازه گیری است تقسیم کن به نظر او برخی از این خصیصه ها مستقیما در ظهور خلاقیت مؤثرند. این خصیصه ها عبارتند از روانی جریان فکر، انعطاف پذیری قوای فکری، و اصالت اندیشه و تصمیم گیری، این سه خصیصه به نظر گیلفورد تشکیل تفکر واگرا یا تفکر غیرمتعارف را می دهند. افرادی که تفکر واگرا دارند در فکر و عمل خود با دیگران فرق دارند و از عرف و عادت دور می شوند و روشهای خلاق و جدید را بکار می برند. به عکس کسانی که از این خصوصیات برخوردار نیستند تفکر همگرا دارند و در فکر و عمل خود از عرف و عادت پیروی می کنند پس تفکر واگرا یعنی دور شدن از یک نقطة مشترک که همان رسم و سنت و عرف اجتماع است و همگرا یعنی نزدیک شدن به آن نقطه مثلا دانش آموزی که در پاسخ به پرسشهای امتحان از مطالب کتاب و گفته های معلم استفاده می کند همگرایانه عمل کرده است. اگر پاسخهای صحیحی بدهد که در کتاب درسی یا گفته های معلم منعکس نبوده است و صرفا از ذهن خود او تراوش کرده اند واگرایانه رفتار کرده است. البته تفکر واگرا وقتی مترادف با خلاقیت است که منجر به نتیجة مثبت و ثمربخش شود وگرنه در عین حال که واگرا است خلاق محسوب نمی شود. برای مثال اندیشه و رفتار یک بیمار روانی ممکن است با اندیشه و رفتار همگان تفاوت داشته باشد ولی چون به نتیجه ای که مفید حال خود و اجتماع است نمی انجامد خلاق محسوب نمی شود. معنای خلاقیت نزد همه یکسان نیست. در نوشته ها به بیش از 100 نوع تعریف خلاقیت برمی خوریم برای «خلاقیت» انواع مترادفها آورده اند مثلا «تفکر مولد» «قوه ابداع» قوة تخیل و تفکر پر شاخ و برگ یا جوانبی به این ترتیب تعریفها از بعضی جهات متفاوت اند و از بعضی جهات متشابه. اما کلا تعریفها را می توان به دو دسته اصلی تقسیم کرد. 1- تعریف خاستگاهی 2- تعریف فرآیندی

 

1- نگرشهای خاستگاهی، روانکاوان و گروهی از روانشناسان بیشتر به خاستگاه خلاقیت توجه کرده اند تا به خود آن، مثلا زگلونه فهدیه معتقد بود که خلاقیت از تعرض درون فرد ناشی می شود و هنگامی پدید می آید که انرژی امیال ارضا نشده (و ارضا نشدنی) در نیل به هدفهای ممنوعه ابتدائی به سمت هدفهای جامعه پسند تغییر جهت دهد. به نظر فروید فرآیند خلاق شامل برونی کردن فرآورده های درونی تخیل از طریق تعامل گونه های ابتدائی و بالغ تفکر است. فروید دو فرآیند فکری را از هم تمییز می دهد. فرآیند اولیه فکر ناخودآگاه، تصادفی، انگیزشی و بدون ارتباط با واقعیت است و فرآیند ثانویه منطقی، هدفمند و در ارتباط با واقعیت است فرد خلاق کسی است که از تفکر نوع اولیه (خیالپردازی و رویا بافی) بی آنکه مقهورش شود استفاده کند و فرآیند ثانویه را برای تبدیل طرحهای حاصل از تفکر اولیه به طرحهای تحقق پذیر به کار گیرد.

 

روانشناسان انسانگرا از قبیل فروم، ماسلو و راجرز این چشم انداز روانکاوانه را وارونه کردند و گفتند که خلاقیت هنگامی خود می نماید که هیچ تعارضی در درون فرد وجود نداشته باشد. به نظر آنها خلاقیت مهمول تعامل افراد سالم و فارغ از تعارض با محیطهای سالم و مساعد است. پس فرآیند خلاقیت شامل آزادسازی قوه طبیعی خلاقیت از طریق حذف نیروهای بازدارندة فرد و موانع موجود در محیط آنهاست. روان سنجهائی چون گیلفورد نیز خلاقیت را قوه ای طبیعی می دانند که در محیط مساعد مجال بروز می یابد. اما معتقدند که قوه هر فرد منوط به داشته های ژنتیکی اوست. لذا نیرو، می توان «قوة خلاقیت، افراد را با آزمونهای استاندارد شده اندازه گیری کرد. در این نظریه نیز مانند نظریة روانکاوانه فرآیند خلاقیت از تعامل دو نوع تفکر متباین حاصل می شود. «تفکر واگرا» که اطلاعات را به انواع شقوق نامتعارف تبدیل می کند و «تفکر همگرا» که در پی نتایج «تکین» یا «متعارف» است.

 

2- نگرشهای فرآیندی: تداعی گرایان و کسانی که نگرش «اطلاعات پردازی» را در پیش می گیرند بیشتر به فرآیند فکر توجه دارند تا خاستگاه آن البته بر جنبه های متفاوتی از این فرآیند تاکید می کنند اما همه آنها خلاقیت را کیفیتی از این فرآیند از این فرآیند می دانند که اکتسابی است و با آموزش و ممارست ارتقاء می یابد.

 

تداعی گرایان، از دیدگاه این گروه تفکر شامل پویش و ارزشیابی در پاسخهائی است که عادتا با نوع مساله مورد نظر متداعی می شوند بنابراین، سه عنصر نظریه تفکر تداعی گرایان عبارت اند از محرک (موقعیت معین مساله باز) پاسخ (موقعیت معین حل مساله) و پیوند و تداعی (ذهنی) این دو نیرمندی پاسخ متغیر است زیرا بعضی از تداعیها نیرومند تر (نزدیکتر یا نانوستر) هستند پس خلاقیت عبارت است از تداعی پاسخهای دور با موقعیت معین مساله ساز و به بار دادن پاسخی نو برای آن به عبارت دیگر، خلاقیت فرد تابعی است از توانائی او در استمداد از تداعیهای دور و پویش در آنها، چه به طور مستقیم و چه از طریق افکار واسطه (مثلا تمثیل یا قیاس) در انتخاب پاسخ مساله گشتالت تداعی گرایان اصول بر جنبه های «تجربه پذیر» یا عادتی تفکر تاکید دارند اما روانشناسان گشتالت به شیوه های «موله» یا بدیع تفکر دربارة موقعیت مساله ساز توجه می کنند به نظر رولتهایمر، تفکر نه با عملیات منطقی تدریجی صورت می گیرد و نه با تداعیهای دلبخواهی غیر متصل، بلکه با تجدید سازمان هر چه قطعی تر کل موقعیت صورت می گیرد.

 

فرمول بندی مساله در پاسخ آن چگونه است: وانکر سه مشخصه اصلی برای فرآیند حل مساله ذکر می کند.1) جل کننده نوع کلی مساله را در نظر می گیرد مقتضیات آن را بررسی می کند و سعی می کند مسیر رسیدن به جواب را تشخیص دهد.2) سعی می کند مقتضیات عملی جواب مساله را تشخیص دهد.3) راه حل خاصی را می جوید که این مقتضیات عملی را برآورده کند وانکر می گوید که در حل مساله عمدتا حرکت از عام به خاص است. افراد وقتی به جوابی موقت برسند که مقتضیات فرموله شده را برآورد نکند یا نتواند پیشتر بروند احتمالا عقبگرد می کنند و مقتضات عملی قبلا فرموله شده را بازبینی می کنند یا حتی عقب تر می روند تا به جنبه عام تری از مسئله برسند. بر سعی کرد نشان دهد که خلاقیت چگونه به فرآیند حل مساله وارد می شود. به نظر او ، شیوه فرمولبندی مساله معین می کند که کدام جنبه ای تجربه گذشته و محیط فعلی به عنوان جنبه ای مناسب انتخاب می شوند و چگونه ترکیب می شوند تا مسیرهایی نو و معنی دار پدید آوردند او در توضیح تجربه سازمان عناصر موقعیت مساله ساز از معهوم «مسیر» استفاده کند. اتفاقی باید بیفتد تا تغییری در مسیر ایجاد شده ناکامی در حل مساله کافی نیست زیرا خیلی وقتها ناکامی تکرار می شود. میر می گوید که با تجربه فرمولبندی است که تجربه مسیر صورت می گیرد. در انتخاب مسیر جدید، موقعیت مساله ساز به شیوه جدیدی می شود. تغییر مسیر مستلزم شکستن قیدهای نظری و تجربی است. با این کار هدفها و طرق عملی جدیدی کشف می شوند بنابراین خلاقیت عبارت است از توانائی در تجربه مسیر فکری حل مساله، تجدید مسیر چون ماهیت شناختی دارد از موقعیت معین مساله ساز ناشی می شود و می توان آن را از طریق آموزش عوض کن. بنابراین، آموختنی است اطاعات پردازی در این نگرش، مدلهای اطاعات پردازی برای تفکر ساخته می شود و بسیاری از این مدلها برنامه نویسی کامپیوتری و آزمون کامپیوتری شده اند. نیونل، شاو، و سایمن گفته اند که حل مساله تا جایی خلاقیت است که یک یا چند شرط از شرطهای زیر برآورده شده. 1) محصول تفکر بدیع و ارزشمند باشد.2) تفکر نامتعارف باشد 3) مستلزم پایداری ئ انگیز عالی در مدت زمان قابل توجه – یا با شدت زیاده باشد .4) اصل مساله مبهم و بدون تعریف واضح باشد و حل کننده مساله مجبور باشد خودش مساله را فرمولبندی کند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1391/08/4
امیررضا معدنکن
1396/06/26 05:48
Ahaa, its pleasant discussion concerning this piece of
writing at this place at this web site, I have read
all that, so at this time me also commenting at this place.
1396/06/13 18:54
Having read this I thought it was rather enlightening. I appreciate you finding the time and
energy to put this content together. I once again find myself personally spending way too much time both reading and posting comments.
But so what, it was still worthwhile!
1396/02/1 00:17
Superb site you have here but I was curious about if you knew of any discussion boards that cover the
same topics talked about here? I'd really love to be a part of group where I can get opinions from other experienced people that
share the same interest. If you have any suggestions,
please let me know. Kudos!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر