تبلیغات
دانش - خلاقیت و نو آوری(قسمت سوم)
 
دانش
بسم الله الرحمن الرحیم
درباره وبلاگ


*****************************
سلام
به وبلاگ دانش 7
خوش اومدید
امیدوارم لحظات خوبی
رو توش سپری كنید .

****************************

مدیر وبلاگ : امیررضا معدنکن
نظرسنجی
بهترین دوره تحصیلی کدام دوره است ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

حتی تعریف نبوغ به حدی با تخیل در آمیخته است که یافتن تعریفی از همه تعاریف بهتر باشد غیرممکن به نظر می رسد. شومینهاور نوشته است که نبوغ عبارت است از استعداد دریافت سازمان درونی امور و ملاحظه عام در خاص ویلیام جمیز معتقد بود که نبوغ استعداد تمیز فروع از اصول است به نظر بوفون نبوغ در آن بردباری تبلور می شود که هرگز برخورد با موانع آن را از ادامه کار باز نمی دارد. و بالاخره اموسون نبوغ چنین تعریف کرده است یک درصد قدرت خلاقه و نود و نه درصد عرق جبین.

 

حتی تعریف نبوغ به حدی با تخیل در آمیخته است که یافتن تعریفی از همه تعاریف بهتر باشد غیرممکن به نظر می رسد. شومینهاور نوشته است که نبوغ عبارت است از استعداد دریافت سازمان درونی امور و ملاحظه عام در خاص ویلیام جمیز معتقد بود که نبوغ استعداد تمیز فروع از اصول است به نظر بوفون نبوغ در آن بردباری تبلور می شود که هرگز برخورد با موانع آن را از ادامه کار باز نمی دارد. و بالاخره اموسون نبوغ چنین تعریف کرده است یک درصد قدرت خلاقه و نود و نه درصد عرق جبین.

 

هربرت می گوید: حدود 40 سال پیش، دادگاههای فدرال آمریکا ثبت هر اختراع را مشروط به ارائه مدرکی می کردند که ثابت می کند «بارقة نبوغی» در کار بوده است این کلام عدالت بوده و یک نسل از وکلای ثبت اختراعات و اکتشافات با این مشکل دست به پنجه نرم می کند که چنین بارقه های نبوغ و شواهد خلاقیت این است که از آنها نمی توان عکس گرفت و در نتیجه نمی توان محکمه پسندی عرضه کرده. مادامی که بر درک ناپذیری خلاقیت اصرار کنیم بعید است که در فهمیدن مکانیسمهای آن به جایی برسیم و بدون فهمیدن این مکانیسمها بعید است بتوانیم در تشویق و تقویت آنها کاری از پیش ببریم. خوشبختانه لزومی ندارد که خلاقیت را در هاله ای از رمز و راز و معنا بپیچیم. لازم نیست که برای تبیین اختراع، کشف یا خلق فرض کنیم که بارقه های نبوغ در کار است. این اعمال کنشهای مغز انسان اند همان مغزی که کمکمان می کند صبحها لباسمان را بپوشیم به سرکارمان برویم و کارهای روزمره مان را انجام دهیم ولی آن که اغلب این فعالیتها غیرخلاق باشند. همان فرآیندهایی که افراد از آنها برای فکر کردن و حل مساله استفاده می کنند. در تبیین تفکر و حل مساله به صورت خلاق آن بکار می آیند. ادعای اساس من این است که خلاقیت یعنی «تفکر عالی» شواهدی در تائید دو فرضیه اصلی در دست است.

 

1) فکر مردن یعنی پردازش اطلاعات که مستلزم خواندن نمادها، نوشتن نمادها وصل کردن نمادها به صورت ساختارهای رابطه در نمادها، ذخیره کردن نمادها، مقایسة نماد برای دریافتن همانندی یا تفاوت آنها و شاخه شاخه کردن آنها در نتیجه این مقایسه است هوش مستلزم این فرآیندها و فقط همین فرآیندهاست.

 

2) فرآیندهای لازم برای کنش های خلاق همان فرآیندهای لازم برای همة کنشهای ذهنی اند پیش از محک زدن این ادعا، باید خلاقیت را تعریف کنیم- ساده ترین راه حل برای یافتن چنین تعریفی آنست که ببینیم مردم چه وقتی صفت «خلاق» را در مورد یک عمل انسانی به کار می برند مبنای چنین توضیحی چیست؟ گاه ایده هایی به ذهن انسانها خطور می کند که دیگران آنها را نوآورند و ارزشمندان یا جالب می یابند. ارزشهائی که در این ایده های جدید دیده می شوند ممکن است فکری زیبائی شناختی عملی یا از این قبیل باشند، فرقی نمی کند. نظر به روان شناختی خلاقیت (یا کشف یا اختراع) فرآیندهایی را تبیین می کند که در فراهم آمدن این محصولات نوآوراند و ارزشمند یا جالب دخالت دارند. بنابراین نوآوری جالب یا ارزشمند محک خلاق بودن است. برخورد با کنش خلاق چه خودی و چه غیر خودی غالبا با حیرت معمول است چطور توانست چنین کاری کند.

تفاوت خلاقیت و نوآوری با ملاحظه مفاهیمی مثل تغییر و آفرینشگری

 

نظرات بسیاری در مورد ماهیت و تفاوت های اساس این دو واژه ابراز شده که به بخش از آنها اشاره می شود نویسندگانی معتقدند که:

 

- خلاقیت به معنای توانائی که ترکیب ایده ها در یک روش منحصر به فرد یا ایجاد پیوستگی بین ایده هاست.

 

- نوآوری، فرآیند اخذ ایده خلاق ئ تبدیل آن به محصولات، خدمات و روشهای جدید عملیات است.

 

- تغییر سازمانی به عنوان اتخاذ یک فکر یا رفتار جدید به وسیله سازمان مشخص می شود اما نوآوری سازمان اتخاذ یک ایده یا رفتار است. که برای نوع وضعیت، سازمان، بازار و محیط کلی سازمان جدید است. اولین سازمانی که این ایده را معرفی می کند به عنوان نوآور در نظر گرفته می شود و سازمانی که کپی می کند یک تغییر را اتخاذ کرده است.

 

- تغییر ایجاد هر چیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد. اما نوآوری اتخاذ ایده هایی است که برای سازمان جدید است. بنابراین تمام نوآوریها منعکس کننده یک تغییرند. اما تمام تغییرها نوآوری نیستند. خلاقیت و نوآوری آن چنان بهم عجین شده اند که شاید به دست دادن تعریف مستقلی از هر کدام دشوار باشد اما برای روشن شدن ذهن می توان آنها را به گونه ای مجزا از هم تعریف نموده. خلاقیت پیدائی و تولید یک اندیشه و فکر نو است در حالکیه نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. به عبارت دیگر خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد. و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است نویسنده دیگری، خلاقیت را ایجاد آنچه قبلا وجود نداشته می داند و برای آن ماهیتی جدید خواه در ذهن خواه در عین قاتل است و یکی دیگر از نویسندگان خلاقیت را درخشش یک اندیشه و به وجود آوردن نظر و ایده ای نو می داند. به زعم او خلاقیت کشف چیزی است که موجود بوده اما به علت کور ذهنی ناشی از عادت دیده نمی شده است. خلاقیت نگاهی کنجکاو و کاوشگر به پدیده ای قدیمی است که آن را می یابد و آشکار می کند همانگونه که از تعاریف نتیجه می شود خلاقیت لازمه نوآوری است و تحقق نوجوئی وابسته به خلاقیت است.

 

اگر چه در عمل می توان این دو را از هم متمایز ساخت ولی می توان تصور کن که خلاقیت بستر رشد و پیدائی نوآوری هاست. از خلاقیت تا نوآوری غالبا راهی طولانی در پیش است و تا اندیشه ای نو به صورت محصول یا ضمنی جدید درآید زمانی طولانی می گذرد و تلاشها و کوششهای بسیاری به عمل می آید. گاهی ایده و اندیشه ای نو از ذهن فرد می تراود و سالهای بعد آن اندیشه نو بوسیله فرد دیگری به صورت نوآوری در محصول یا خدمت تجلی می گردد.

 

با در نظر گرفتن پیچیدگی موجود در مفهوم خلاقیت لازم است وجه تمایز این مفهوم و فرآیند نوآوری روشن شده برخی از نویسندگان تمایزی بین خلاقیت و نوآوری قایل شده اند برای مثال کونتز نوآوری را به کارگیری ایده های نوین ناشی از خلاقیت یاد کرده و معتقد است که نوآوری می تواند محصولی جدید، خدمتی جدید یا راهی جدید برای انجام کاری باشد در حالی که خلاقیت توانائی و قدرت ایجاد فکر و یا ایده جدید و نو است. الرشت خلاقیت و نوآوری و وجه تمایز آنها را به این صورت مطرح کرده است که خلاقیت یک فعالیت ذهنی و عقلانی برای به وجود آوردن ایده جدید و بدیع است حال اینکه نوآوری تبدیل خلاقیت به عمل یا نتیجه است. او نوآوری را عملیات و مراحل مورد نیاز برای نتیجه گیری یک فکر بکر و واقعیت جدید می داند از این زاویه شخص خلاقی ممکن است نوآور نباشد یعنی می تواند دارای ایده های جدید و نو باشد ولی توانائی عرضه و یا فروش آنها را نداشته باشد لذا فرد نوآور غالبا خلاق است ولی همه افراد خلاق الزاما نوآور نیستند.

 

اختراع – یعنی در یک زمان نابهنگام با قدرت اندیشه و تحقیق کشف یک چیز ناشناخته که تا آن زمان ناشناخته مانده است. برای بوجود آوردن نوآوری، اختراع یک شرط ضروری می باشد نوآوری با تجاری کردن هر نوع اختراعی، قراردادن موضوع تولید و بازاریابی است. هر اختراعی را چه به لحاظ هزینه ها و چه به لحاظ ریسکها نمی توان با تجاری کردن آن به صورت یک نوآوری درآورد. نوآوری یک تغییر بدیعی است چون برای اولین بار در چنین ماهیتی تغییر تحقق می یابد.

 

خلاقیت با استفاده از اندیشه های قبلی تولید اندیشه های جدید می باشد. در نوآوری از اندیشه های تولید شده استفاده می گردد. در ریشه هر نوآوری یک فکر خلاق پنهان می باشد.

 

نوآوری: به اجرا گذاشتن یا تولید محصولات جدید، خدمات اصول و یا قبول روشهای نو به صورت اقتصادی می باشد. نوآوری با طرح و برنامه است. جهت گیری آن در راستای ایجاد فایده و منفعت اجتماعی است- بدین ترتیب یک شرکت نسبت به احتیاجات و شرایط جدید محیطی انطباق پذیر می گردد. تقلید هم یک نوع تغییر به شمار می آید. نوآوری به معنای ایجاد، قبول و اجرای ایده ها و فرآیندها و محصولات یا خدمات جدی است. بنابراین نوآوری، استعداد و توانایی تغییر یا انطباق را به وجود می آورد.

 

همان طور که ملاحظه می گردد در این تعریفات، خلاقیت، نوآوری تغییر و انطباق در خیلی موارد معادل هم گرفته شده و برخی هم خلاقیت و نوآوری را فراتر از تغییر در انطباق می دانند با توجه به این تعریفات، خلاقیت ایجاد یک ایده یا مفهوم جدید از طریق بکارگیری توانائی های ذهنی و علت و سبب نوآوری است و بدون آن نوآوری صورت نمی گیرد. نوآوری ایجاد و توسعه محصول، خدمات یا فرآیند جدید است که منتج از ایده های جدید است. این نوآوری برای صنعت، بازار و محیط کلی مربوط جدید است و به تغیر و انطباق بهتر یا شرائط محیطی منجر می گردد. برداشت افراد از مفاهیم خلاقیت و نوآوری و تغییر متفاوت است و حتی این مفاهیم در حوزه های علمی مختلف هم دارای تعابیر مختلفی هستند مثلا روانشناسان معتقدند که آفرینشگری فقط نوع خاص از رهیابی است که علامت مشخصه آن ویژگیهائی مانند ابداع، ابرام و پایداری و مشکل فزاینده ای در فرمولبندی و تنظیم مساله است. روانکاوان معتقدند که تفکر خلاق بیش از توانائی رهیابی به فرآیندهای ناخودآگاه و یا نیمه آگاه حامل است. نیز اینکه اصطلاح مساله به معنای کلی مبهم است و موقعیتی را که با آن روبرو می شویم می توان یک مساله و هر تصمیمی را یک راه حل بشمار آورد رهیابی به رفتاری محدود می شود که بتوان آن را تحت شرائط کنترل شده معین مشاهده کرد. به هر حال آشکار است که رهیابی کار خلاقی است اما تلقی هرگونه خلاقیتی به عنوان رهیابی چندان قابل توجیه نیست. آفرینشگری یا خلاقیت را می توان فرآیند تغییر، توسعه و تکامل در سازماندهی حیات ذهنی دانست بشر در خلال عمل خلاق اشیاء یا نمادهای خارجی را تغییر می دهد تا رویدادهای نادر برای خود و یا محیط خود به وجود آورد. هرگونه تعریفی از آفرینشگری باید دربرگیرندة عنصر اصلی آن یعنی ابداع باشد و همواره باید به نوآوری به عنوان هسته مرکزی غیرقابل اجتناب در فعالیت توجه شود. ابداع خلاق عمدتا از آرایش مجدد دانش موجود سرچشمه می گیرد و به این ترتیب به مجموعه دانشهای موجود می افزاید. در عین حال ابداع به تنهائی کنش و ایده ای را خلق نمی کند مناسبت نیز عامل دیگری است از آنجا که کنش خلاق، پاسخی به موقعیت ویژه است بنابراین باید مشکلی را حل کند و یا موقعیتی را که باعث پیدایش آن شده است روشن سازد، هر کنش و یا ایده نه تنها به سبب بکر بودن آن بلکه به دلیل دستیابی به چیزی که مناسبت موقعیت است خلاق بشمار می رود. البته هر چیزی می تواند بدون آنکه تازه باشد خلاق باشد. حتی در شایسته ترین آفرینندگیها اثری از منبع و یا شکلی از گذشته وجود داشته است. به همین لحاظ نوعی مقیاس «آفرینش تقلید» در نظر گرفته می شود که در انتهای بالایی آن چیزی قرار می گیرد که نه آن به عنوان بالاترین بخش شناخته شده، آفرینندگی نسبت به الگوهای قبلی موجود یاد می شود و در انتهای پائینی آن کمترین بخش آفرینندگی و بالاترین میزان شناخته شود سازگاری یا تقلید قرار داد و از آنجائی که انسانها کم و بیش دست به آفرینندگی و خلاقیت می زنند و آفرینشگری چنانکه باید تمامی خطوط فعالیت انسانی را در بر می گیرد نتیجه گرفته می شود که مقیاس یاد شده به منحنی توزیع نرمال نزدیک خواهد شد. نوآوری به یکی از این هر معنی است یا در جهان تا به حال چنین چیزی وجود نداشته است یا برای کاشف تازه است. معمولا مدال خلاقیت را فقط به سینه اولین کاشف می زنند. 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1391/08/4
امیررضا معدنکن
1396/05/10 20:53
Hello! I could have sworn I've been to this web site before but after going through
many of the posts I realized it's new to me. Regardless, I'm definitely happy I stumbled upon it and I'll be book-marking it and checking back frequently!
1396/02/25 11:42
Everything is very open with a precise description of the
issues. It was truly informative. Your website
is very useful. Thank you for sharing!
1396/02/23 10:48
Appreciate the recommendation. Will try it out.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر